تبليغاتX
لحظه های تاریک زندگی

لحظه های تاریک زندگی

لحظه های تاریک زندگی

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت9:17توسط afsaneh | |

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت1:12توسط afsaneh | |

آسمون پر از غباره

داره بارون ها میباره

روح من به سوی بالا

چه سبکباله چو ساره

دور دور ولی نوره

مثل یک نور ستاره

رفته بالا تر از ابرا

شاید اون بالا بهاره

دل من هم یه حبابه

که با بارون ها مباره

صدای چیک چیک بارون

یه نوایی زسه تاره

خیالم مثل حبابه

نشکنه یا نشه پاره

 

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت17:45توسط afsaneh | |

آسمان مرا چنین بیچاره کرد

در فضای بیکران آواره کرد

قطره قطره او چکاندم بر زمین

او از آن بالا مرا نظاره کرد

آرزوهای مرا از من گرفت

چاره جو هارا چنین بیچاره کرد

من شدم عکسی به دیوار اتاق

تا سکوتی سینه ام را پاره کرد

چون شکست آن شیشه قاب دلم

کوه دل آتشفشان یکباره کرد

روح من از جسم من پرواز کرد

او چه راحت این قفس را باز کرد

همچون ققنوسی از آتش پر گرفت

پس رها شد بال و پر را باز کرد

از میان شعله ها سر بر کشید

رفت تا خود را چنان یک راز کرد

اصل من در جای دیگر جای داشت

رفت،بودن را ولی آغاز کرد

غرق عطروبوی خود شد،تا که او

شاعری را،عشق،دستان ساز کرد

عشق را ر زد دل دریایی ام

با تو خود را این چنین دمساز کرد

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت17:18توسط afsaneh | |

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت16:43توسط afsaneh | |

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت16:40توسط afsaneh | |

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت16:30توسط afsaneh | |

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت16:22توسط afsaneh | |

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت16:20توسط afsaneh | |

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت18:17توسط afsaneh | |

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت18:13توسط afsaneh | |

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت18:10توسط afsaneh | |

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت18:43توسط afsaneh | |

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت15:59توسط afsaneh | |

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت15:52توسط afsaneh | |

خدایا خدایا مرا هم صدا کن

مرا هم زدنیای فانی جدا کن

گرفته دل از قفل و زنجیر دنیا

ز وابستگی ها دلم را رها کن

+نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت13:31توسط afsaneh | |

اگر دیوانه ام دیوانه تو

منم دردی کش میخانه تو


چو خورشیدی که راهم مینمایی

مسیرم،مقصد من خانه ی تو


نبودم هرگز اینجایی که هستم

اگر بودم چنان پیمانه ی تو


دلم پر میکشد از سینه هردم

به سوی خانه و کاشانه ی تو

 

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت13:48توسط afsaneh | |

+نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت14:15توسط afsaneh | |

+نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت21:39توسط afsaneh | |

+نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت21:36توسط afsaneh | |

آتش

تب کرده است

از ترس

خاکستر شدن

***

آن گاه که

آرام راه می رویم

چقدر دور کرده ایم

فاصله های نزدیک را

در ذهن خویش

چاپ این مطلب
  |
 

+نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت2:49توسط afsaneh | |

ببستم دفتر شب های دیجور
دگر زین لحظه ام از غصه ها دور
گشایم دفتری از شادی و عشق
کنم چشمان غم راای خدا کور
قدم بر باغ پر گل میگذارم
دری وا میکنم بر شادی و شور
بچینم دسته دسته غنچه غنچه
رها سازم به دامانت گل نور
شوی پنهان به زیر خرمن گل
به دنبالت بگردم دور تا دور

چاپ این مطلب


+نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت2:11توسط afsaneh | |

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم

موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !!

چاپ این مطلب
 

+نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت1:5توسط afsaneh | |

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت19:49توسط afsaneh | |

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت19:42توسط afsaneh | |

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت19:41توسط afsaneh | |

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت19:40توسط afsaneh | |

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت19:31توسط afsaneh | |

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت18:59توسط afsaneh | |

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت18:57توسط afsaneh | |